تبليغاتX
پینوکیو

پینوکیو

من گم شده ام!!!

واکنش

زمانی که خبری را میشنویم نمی توانیم نسبت به آن بی تفاوت باشیم و از کنار آن بگذریم به دنبال صحت و سقم خبر میرویم و همیشه به دنبال منابع خبری مرویم که آنها را راستگو و صادق میدانیم این روز ها تعداد فراوان خبرگزاریها ومنابعی که با عنوان افراد مطلع به ایجاد و نشر اخبار میپردازند باعث شده که از یک حادثه وعوامل ایجاد کننده آن خبرهای متفاوت و گاه متضادی شنیده شود و این کار را برای شنونده دشوار میکند .

اما عاملی مهمتر از منبع خبری در جبهه گیری نسبت به خبرها وجود دارد این عامل تعیین کننده پیش زمینه ذهنی است این سابقه فکری باعث میشود که هر چیز را که با آن همخوانی داشته باشد را به راحتی بپذیریم و دیگران را  قانع کنیم که خبری که برای ما خوشایند است درست ترین خبر است این پیش زمینه باعث میشود که برای حوادثی که پیش آمده و حوادثی که احتمالا در آینده پیش می آیند واکنش و جبهه گیری مشخص داشته باشیم و فرد نسبت به هیچ اتفاقی نسبت آزاد نداشته باشد

عامل پیش زمینه ذهنی بسیار قویتر از عامل پخش خبر در باور پذیری خبر است بطوریکه اگر خبری را از مشکوکترین منبع بشنویم اگر با عقاید ما مطابقت داشته باشد به راحتی آنرا میپذیریم و خبرهای متضاد را نفی میکنیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 8:38  توسط پینوکیو  | 

اخوان ...

قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.ghasedak

انتظار خبري نيست

 مرا نه زياري نه ز ديّاري - باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 8:5  توسط پینوکیو  | 

حساب سر انگشتی

. طبق توافق ایران و عراق هر هفته 15هزار ایرانی برای زیارت اماکن متبرکه عراق عازم این کشور می شوند اگر به طور متوسط هزینه ای که هر زائر در عراق میکند 50 دلار باشد در سال بیش از 33 میلیارد تومان ارز از ایران به عراق وارد میشود.

2..هر ساله بیش از 60 هزار نفر ایرانی برای انجام حج تمتع به عربستان سفر میکنند هر یک از حجاج اجازه دارد مبلغ 1000 دلار ارز از کشور خارج کند اگر به طور میانگین هر شخص 500 دلار به عربستان ببرد به عددی در حدود 27 میلیارد تومان می رسیم .

3...جمع دو مورد بالا 60 میلیلارد تومان میشود اگر ارز خارج شده توسط زائران غیر قانونی اماکن متبرکه عراق و کسانی برای حج عمره به عربستان میروند را 30 میلیارد تومان درسال حساب کنیم  به عدد90 میلیارد تومان یا 100میلیون دلار میرسیم که برای زیارت از کشور خارج میشود.

4....دولت اعلام کرده که برای ایجاد هر شغل جدید 200 هزار تومان سرمایه لازم است اگر 100 میلیون دلار زیارت هر ساله صرف ایجاد شغل شود سالانه 450هزار نفر از تعداد بیکاران کشور کاسته میشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 1:53  توسط پینوکیو  | 

خاطره..

او هر چه که اراده میکرد داشت همه چیز چیزی نبود که او بخواهد و حاضر نشود تنها چیزی که نبود چراغ بود  همه  جا تاریک بود  و او نمیتوانست ببیند او همه جا را بدنبال چراغ میگشت اما چون نمیدید چیزی پیدا نمیکرد سیاهی  چشمانش را پر کرده بود 

 روزی که از تاریکی ها به تنگ آمده بود فریاد زد آهای من میخواهم ببینم من چراغ میخواهم صدایی آمد  " تو نباید ببینی تو باید در تاریکی بمانی اگر به تو چراغ بدهم آن را خواهی دید و دیگر آرامش نخواهی داشت و جاودانگی ات از بین میرود  و از این سرزمین نعمت تبعید میشوی و به پست ترین مکان ها خواهی رفت"

اما او نادان بود و جاهل  جواب داد: من قبول میکنم من میخواهم ببینم میخواهم بدانم که کجا هستم میخواهم  خود را ببینم . پس چراغی به او دادند و او آنجه که ممنوع بود را دید  و بعد چراغ را از او گرفتند و گفتند "تو اکنون از اینجا به مکانی پست تبعید خواهی شد و اگر می خواهی به این سرزمین باز گردی باید راه اینجا را خود پیدا کنی "

فریاد زد من نمیتوانم من گم میشوم     گفتند خاطره ای در ذهن تو نقش بسته به تو کمک خواهد کرد تا به اینجا بازگردی اگر این خاطره را فراموش کنی تا ابد در سرزمین پست خواهی ماند و دیگر نمیتوانی به اینجا برگردی

و او  خاطره ای سوزان به سرزمین پست تبعید شد.....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 2:17  توسط پینوکیو  | 

لایه نازک

در نظام های سیاسی که فرد راس هرم آن را مردم به صورت مستقیم انتخاب نمی کنند و نظارت مستقیم بر روی عملکرد فرد اول نظام ندارند همیشه بیم این خطر وجود دارد که شخص صاحب مقام بر اثر قدرتی که در اختیار دارد به فساد آلوده شود در نظام هایی که حکومت براساس باورهای دینی و مذهبی شکل گرفته است این خطر بزرگ بوسیله عاملی به نام پاکدامنی وتقوای حاکم دفع میشود و حاکم را دارای تقدس در برابر فساد می کند و این تقدس مانند چتری از نفوذ فساد جلوگیری میکند .

اما این چتر قداست هر چه قدر هم محکم باشد اگر زمانی به هر علتی بر این  قداست ضربه ای وارد شود و این چتر کارایی خود را از دست بدهد دیگر نمیتوان به فاسد نبودن حاکم اطمینان داشت و مانند سدی است که اگر در آن سوراخی ایجاد شد میشکند و دیگر نمیتوان آن سد را تعمیر کرد.

مردمی که تحت حاکمیت این نظام قرار دارند اگر زمانی متوجه از بین رفتن این لایه محافظ شوند اطمینان و اعتماد خود  نسبت به حاکم وحکومت را از دست خواهند داد ودیگر اسن حکومت نمیتواند به حیات خود امیدوار باشد و  محکوم به نابودی است .

نتیجه اینکه حاکمان دینی اولین گامهای استقرار حکومتشان جلب اعتماد مردم است که آنها قادر خواهند بود خود را در برابر فساد حافظت کنند و اجازه نخواهند داد لایه نازک قداستشان  از بین برود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 2:47  توسط پینوکیو  | 

عطار

neishaboor_attar

  

 

 

عزم آن دارم که امشب نیمه مست

    پای کوبان ، شیشه ی دردی به دست

          سر به بازار قلندر برنهم

  پس به یکساعت ببازم هر چه هست

         تا کی از تزویر  باشم رهنما 

   تا کی از پندار باشم خود پرست

    پرده پندار می باید درید 

    توبه تزویر می باید شکست 

    وقت آن آمد که دستی بر زنم

            چند خواهم بود آخر پای بست...

 

 

 

 

 

                             

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 2:37  توسط پینوکیو  | 

رویای شب نیمه تابستان

 خدایا از تو متشکرم

تمام مشکلات و دردهای من را حل کرده ای و از تو میخواهم  برای آخرین درد من که آزادی است چاره ای بیاندیشی و یک سوپر من برای حل این مشکل بفرستی تا او آزادی را بدون هیچ هزینه ای از من برایم به ارمغان بیاورد تا آن زمان من پشت صندلی ام مینشینم شایعه میسازم ، فحش میدهم ، اخبار جدید را منتشر میکنم  که این کارها  تنها کارهایی است که از من بر می آید

هر چه زودتر سوپر من را بفرست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 1:38  توسط پینوکیو  | 

آي آدمها ..

adamha
آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي زند
روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي دانيد
آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به
دشمن
آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد
كه گرفتستيد دست ناتواني را
تا توانايي بهتر را پديد آريد
آن زمان كه تنگ مي بنديد
بر كمرهاتان كمربند
در چه هنگامي بگويم من ؟
يك نفر در آب دارد مي كند بيهوده جان قربان !
اي آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد !
نان به سفره ، جامه تان بر تن
يك نفر در آب مي خواند شما را .
موج سنگين را به دست خسته مي كوبد
بازمي دارد دهان با چشم از وحشت دريده
سايه هاتان را ز راه دور ديده
سايه هاتان را ز راه دور ديده
آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي تابيش افزون
مي كند زين ابها بيرون
گاه سر ، گه پا .
آي آدمها !
او ز راه دور اين كهنه جهان را باز مي پايد
مي زند فرياد و اميد كمك دارد 
اي آدمها كه روي ساحلِ آرام در كار تماشاييد 
موج مي كوبد به روي ساحل خاموش
پخش مي گردد چنان مستي به جاي افتاده ، بس
مدهوش
مي رود نعره زنان ، وين بانگ باز از دور مي آيد :
 - “  آي آدمها ” 
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 4:14  توسط پینوکیو  | 

.....شب بخیر ایران

   این پسر بچه تا به حال اعتصاب غذا نکرده است چون تا بحال آنقدر سیر نبوده که بخواهد که خود را مجبور به گرسنگی کند اما او گرسنه است شاید روزی به خاطر وضع بد تغذیه اش محتاج بیمارستان باشد اما باید خوش شانس باشد تا کسی متوجه وضع بد او شود او تا بحال زندانی نشده اما مشخص  نیست همیشه همینطور باقی بماند.   وقتی این عکس را میان عکسهایی که گرفته بودم دیدم  و به آنچه در اطرافمان میگذرد فکر کردم سوالهای زیادی برایم پیش آمد که بعضی به جواب رسیدند و خیلی از این سوالات همچنان بی جواب است .     چرا هیچکس به خاطر او راهپیمایی نمیکند ؟    آیا کسی حاضر است بخاطر او یک ساعت روی صندلی اش تحصن کند؟ آیا تا بحال روزنامه ای تیتر اولش در مورد او بوده؟  آیا  وبلاگ نویسی لوگوی یک پسر بچه ۶ ساله کارتن خواب گرسنه را در وبلاگش قرار داده است؟     نمی دانم تا بحال آیا هیچکس از مسئولین کشور برای حل گرسنگی او نامه نگاری کرده اند؟   این پسر توی هیچ دادگاهی عادلانه یا نا عادلانه محاکمه نشده است اما دارد محکومیت گناه دیگران را میگذراند  او چند تا وکیل دارد که او را از این حکم مادرزاد نجات دهند؟   هیچ کس برای آزادی او طومار امضا کرده است؟    من نمیدونم جواب این سوالات چیست اما شاید گرسنگی او از نوع گرسنگی های لازم است و نباید رفع شود؟ شاید چون او هیچ وقت چاق نبوده که حالا با نشان دادن عکس استخوان هایش بشود از او دفاع کرد باید گرسنه بماند شاید چون نمیداند حقوق بشر چیست نمیداند  خانم عبادی چی کاره است شاید چون تا بحال وقت نکرده مانیفست بنویسد گرسنگی اش بی اهمیت است  . برای او فرقی نمی کند رژیم حکومت شاهنشاهی باشد مشروطه باشد ولایت فقیه یا جمهوری مطلقه ( آیا او معنی این کلمات را میداند؟) شاید علت محکومیتش همین است!!!  برای او دعای کمیل ونماز نمیخوانند شاید علتش این است که برای او مهم نیست که معین رئیس جمهور شود یا احمدی نژاد .   شاید اگر آقای منتظری و جرج بوش از او حمایت میکردند و امضای  هزار روشنفکر زیر نامه حمایت از او بود این همه گمنام و غریب نمی ماند!؟شاید چون نمی شود مشکل این بچه را حل کرد باید نادیده اش گرفت وطوری از کنارش رد شد انگار که وجود خارجی ندارد . نمیدانم شاید برای این که این گرسنگی برای اثبات چیزی ویا رسیدن به هدفی نیست  باید همچنان ادامه پیدا کند!!

اما من تنها یک چیز را میدانم اینکه این نامه و هزاران نامه مانند این برای این پسر ۶ ساله غذا نخواهد شد او نه دلسوزی میخواهد ونه اشک او سقف میخواهد وغذا .او شاید خوش شانس باشد و امشب زنده بماند اما شاید فردا شب ........!!

.................

در مورد عکس : این عکس تزئینی نیست زمان عکس یک شب بهاری  سال ۸۴ هوا آن شب خوب بود اما همیشه این طور نیست مکان یک خیابان معمولی از یکی از شهرهای کوچک و بزرگ ایران. پشت این عکس نوشته ام    "شب بخیر ایران"

......................................................................

توضیح پینوکیو: این همان نامه ای است که دیشب گفتم شاید خیلی ها با این موضوع عکس یادگاری انداخته اند و  رفته اند شاید این بچه ها نردبان خیلیها بوده که از آن بالا رفته اند و می روند ونردبان را فراموش میکنند شاید مسئله خیلی تکراری شده باشد اما برای این بچه گرسنگی هیچوقت عادی نمی شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 3:43  توسط پینوکیو  | 

میترسم

 

میترسم از اینکه یک بادکنک را آنقدر جلوی چشمها باد کنند تا جلوی دید را بگیرد و همه مشغول بادکنک شوند و غافل از آنچه پشت سر بادکنک  اتفاق می افتد و ناگهان روزی بادکنک میترکد و دیگر بادکنکی نیست و همه پشت بادکنک را خواهند دید دیگر آن روز کار از کار گذشته است .

................

یک نامه برای پینوکیو آمده است از یک دوست قدیمی به همراه یک عکس .فردا متن نامه را مینویسم  موضوع نامه تکراری است اما دردهای آن عادی نمی شوند

تا فردا...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 2:39  توسط پینوکیو  | 

آی کودکی

koodakكودكي ها
به خانه مي رفت
 با كيف                             
      
چيزي دزديدي ؟
مادرش پرسيد
 دعوا كردي باز؟
 پدرش گفت
 و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
 كه در دل پنهان كرده بود
 تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
 و خنديده
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 1:31  توسط پینوکیو  | 

قهرمان

روزی قرار بود گالیله را به دادگاه تفتیش عقاید ببرند وقتی که گالیله از بین مرگ و  سوختن در آتش و رد کردن نظریه اش ، زنده ماندن را انتخاب کرد

 یکی از تماشاچیان فریاد زد وای بر ملتی که قهرمانش بمیرد 

 گالیله رو به او کرد و گفت وای به حال ملتی که محتاج قهرمان باشد

........................................................

پینوکیو قبل از اینکه این مطلب   رو بخونه مطلب قهرمان رو تو دفترش نوشته بود بهر حال چیزی که مهمه وارطان زودتر از من مطلبی در  مورد گالیله تو وبلاگ گذاشته  و فکر می کنم حقوق معنوی گالیله برای وارطان باشد و باید نام اون رو  ذکر می کردم البته موضع و موضوع نوشته ها یکی نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 1:50  توسط پینوکیو  | 

.....

هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 11:40  توسط پینوکیو  | 

باز هم پینک فلوید (آهنگ جدید پینو کیو)

ترجمه آزاد از ترانه On The Turning Away


هنگام نادیده گرفتن
ضعیفان و درهم شکستگان
و کلماتی که بر زبانشان جاری میشود
کلماتی که ما نمیفهمیم
باور مکن که رنج و سختی
تنها برای دیگران رخ دادنی است
این باور تو را به کسانی میپیوندد
که چشم بر واقعیتها بسته اند

این گناه است که نور میتواند به سایه تبدیل شود
و کفنی بیافکند
بر هرآنچه میشناسیم
بی خبر از جایگاه والای آنها (نزد ما)
(تیرگی) با قلب سنگی خود پیش می رود
و ما در این میان تنهاییم
تنها، با رویایی از افتخار در سر

بر روی بالهای شب
زمانی که روز به پایان میرسد
جایی که حضور بی کلام هم کیشان
در اتحادی خاموش
برایت کلماتی غریب را تداعی میکند
که شعله هایی مجذوب کننده را می افروزند
حالا وزش آرام دگرگونی را
بر بالهای شب
احساس کن

دیگر روی بر نمی گردانم
از ضعیفان و از خستگان
دیگر نادیده نمیگیرم
سرمای درونم را
تنها یک جهان هست تا در آن سهیم باشیم
ایستادن و نظاره کردن کافی نیست
آیا این تنها یک رویا است
که دیگر
کسی (پلیدیها را) نادیده نگیرد

منبع: گفتگوی هارمونیک

On the turning away
From the pale and downtrodden
And the words they say
Which we won’t understand
Don’t accept that what’s happening
Is just a case of others’ suffering
Or you’ll find that you’re joining in
The turning away

It’s a sin that somehow
Light is changing to shadow
And casting it’s shroud
Over all we have known
Unaware how the ranks have grown
Driven on by a heart of stone
We could find that we’re all alone
In the dream of the proud

On the wings of the night
As the daytime is stirring
Where the speechless unite
In a silent accord
Using words you will find are strange
And mesmerized as they light the flame
Feel the new wind of change
On the wings of the night

No more turning away
From the weak and the weary
No more turning away
From the coldness inside
Just a world that we all must share
It’s not enough just to stand and stare
Is it only a dream that there’ll be
No more turning away
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 21:1  توسط پینوکیو  | 

دموکراسی از دید دکتر شریعتی..قسمت پایانی

 

li

دیکتاتوری سمی است که در شیشه مارکدار به زور میخورانندو دموکراسی در جامعه منحط لقمه چرب و شیرینی است که مسموم کرده اند و با صد منت به تو عطا میکنند و تو به صد امید و التماس و هزار و ولع از دست دشمن میستانی و می بلعی و او رایگان هم نمی بخشد همان زهر است که نابینا نه از دست قاتل که از دست طبیب میستاند و در شیشه شربت و دارو و عجیب اینکه این بیمار مسموم که میشود فلج هم که میشود به حال مرگ هم که می افتد سرود میخواند و سالروزش را جشن میگیرد.

این است که رژیم های انقلابی جدید هرگز سرنوشت انقلاب را پس از پیروزی سیاسی که بسیار سطحی و مقدماتی است بدست لرزان دموکراسی نمی سپارند و به آرای اکثزیتی که هنوز رای ندارند  و اگر رای دارند ارتجاعی است تکیه نمی کنند که سخن از یک جامعه عقب مانده است که در آن انقلاب شده است باید تا آنجا که جامعه به مرحله ای برسد که شایستگی حکومت حقیقی یعنی دموکراسی را پیدا کند و بنای ایدئولوژیک یک فرهنگ و ساختمان انقلابی جامعه به انجام میرسد و توده به رشد سیاسی و فکری مستقل برسد باید رهبری ومعنی و سیاسی جامعه را در دست خود نگه دارد و به حوادث و تصادف نسپارد و در طی نسلهایی که باید در کوره انقلاب آموزش پیگیر ایدئولوژیک پخته شوند رهبری جامعه را به شیوه اصل و رهبری انقلابی و نه حکومت دموکراتیک باید ادامه دهند بدینگونه که شخصیت و مسئولیت قهرمان و بنیانگذار مکتب و نهضت انقلابی را در طی چند نسل ادامه دهند.

پایان

............................................................. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 19:21  توسط پینوکیو  | 

بیسواد

این مطلبی که در پایین می آید قسمتی از یک مصاحبه است که در روزنامه ای چاپ شده بود من وقتی این قسمت را خواندم می توانم بگویم هیچ چیز از این جواب نفهمیدم البته این موضوع میتواند چند دلیل مانند بیخوابی و کم سوادی و.. داشته باشد که البته همه این ضعفها به پینوکیو مربوط میشود از کسانی این مطلب  را میخوانند و چیزی از آن میفهمند خواهشمندم پینوکیو را از فهم خودشان بی نصیب نگذارند  پیشاپیش  از لطف شما متشکرم متن کامل مصاحبه اینجا ست

این هم سوال و جواب:

(( پس بالاخره از نظر شما بايد به دنبال تغييرات اساسى بود يا اصلاحات خرد و ريز؟
اگر پراگماتيستى به قضايا نگاه كنيم، اگر آرزو را از برنامه جدا كنيم، اگر واقعيت پراينرسى و چند لايه و كژتاب اين جهان را قبول كنيم و مهمتر از همه، اگر فعاليتى كه ما اراده مى كنيم انجام دهيم و آنچه را كه خارج از اراده ما ممكن است روى دهد، جدا كنيم، گمان مى كنم ما راهى جز اصلاح نداريم. اما مهم اين است كه حداقل هاى خود را تعريف كنيم.))

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 17:8  توسط پینوکیو  | 

چرا دنبال سرگرمی میگردیم؟؟؟

همه دنبال این هستند که وقتهای بیکاری خود را هر طور که شده پر کنند دنبال سرگرمی های مختلف میروند بازی های جدید ابداع میکنند مسافرتهای گروهی میروند کتابهای جورواجور میخوانند سینما و پارک و ورزش و جدول پرکردن و ....

اما آیا بیکاری اینهمه ترسناک است که هیچ کس دوست ندارد حتی یک ساعت بیکار باشد؟

البته عده ای هستند که نمی خواهند وقتشان بیخود از بین برود و میخواهند بیشترین استفاده را از وقتشان برده باشند   اما عده ای (مانند پینوکیو) وقت خود را تنها پر میکنند با هر چه که باشد

وقتی کاری برای انجام دادن نداری مجبوری که یا بخوابی یا فکر کنی و هنگامی که فکر میکنی به اتفاقات اطراف خودت باید نسبت به آنها  موضع گیری  کنی و نسبت خود را با آنها مشخص کنی نمی توانی در مورد مسئله ای فکر کنی وبعد نسبت به آن بیطرف بمانی

بعد نوبت مشکلات خودت میرسد بعضی ها راحت حل میشوند اما بعضی سوالات و مشکلات در ذهن همه (اکثر) اشخاص هست که چون جوابی برای آنها پیدا نمی کنند و آن سوال هم از بین نمی رود به آن مشکل عادت میکنند اما زمانی که شخص مجبور به فکر کردن میشود این سوالات کهنه در ذهنش تازه میشود و دوباره عذاب بیجواب ماندن آغاز میشود  و برای فرار از این سوالات است که این همه سرگرمی ایجاد میشود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 0:42  توسط پینوکیو  | 

آفرین فقط همین!

آخرین مطلبی که وارطان  نوشته است بهترین مطلبی است که من از او دیده ام.

این مطلب نشان میدهد او چرا اینقدر مخاطب دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 23:14  توسط پینوکیو 

فوتبال

karimi

نیمه دوم

 علی کریمی بجای هارگریوس وارد بازی شداولین بار که پینوکیو  علی کریمی رو با لباس بایرن میبینه عجب صحنه جالبیه علی کریمی کنار  شوان اشتایگر و دایسلر بازی میکنه داره تو پست هافبک دفاعی جایی که تخصصش رو نداره  یک بارتو آفساید گیری اشتباه کرد کم مونده بود کار دست بایرن بده  بازی ۱ـ۱ است نیمه نهایی جام اتحادیه آلمان بایرن مونیخ و اشتوتکارت دقیقه ۶۰  دی میکلیس وارد زمین میشه و حالا علی کریمی جلوتر بازی میکند دقیقه ۷۵ پیزارو بجای دایسلر اومد و کریمی باز هم جلوتر میره چند نفر رو دریبل زد تماشاچیها سوت میزنند گزارشگر اول بازی از خریدهای بایرن میگفت وقتی به کریمی رسید گفت انتظارات از او زیاد است اما حالا میگه کریمی چیز خاصی نشان نداده دقیقه ۸۳ بالاک پنالتی بایرن رو خراب میکنه کریمی هنوز با بقیه هم بازی هاش هماهنگ نیست البته شاید بهتر باشه بگم با فوتبال آلمانی هماهنگ نیست زمان زیادی لازم داره تا خودش رو نشون بده باید امیدوار بود که این زمان به او داده بشه دقیقه ۸۹ اشتوتکارت گل میزند و بایرن باخت ولی علی کریمی برای بازی اول خوب بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 21:16  توسط پینوکیو 

طرب

لحظه ای در خود نگر تا ببینی کیستی؟

از کجایی؟ وز چه جایی؟چیستی؟                  

roomi                  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 0:49  توسط پینوکیو  | 

سوال؟

کدام یک مهمتراست؟؟

فرهنگ؟؟

یا

سیاست؟؟

(تعریف کلمات با شماست)

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 23:11  توسط پینوکیو  | 

بامداد

چشمه ساري در دل و
آبشاري در كف،
آفتابي در نگاه و
فرشته اي در پيراهن
از انساني كه توئي
قصه ها مي توانم كرد
غم نان اگر بگذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 22:12  توسط پینوکیو  | 

دموکراسی از دید دکتر شریعتی..5

                                    liberalism

آری این حکومت لیبرال محصول دموکراسی است که مردم را برای تماشای یک شهر بزرگ و ساکنانش که گناهی جز ضعیف بودن نداند دعوت میکند همین حکومت لیبرال دموکرات  و وارث فرهنگ انقلاب فرانسه در یک روز در ماداگاسکار ۴۵ هزار نفر را قتل عام کرد. استعمار محصول دولتهایی بود که با دموکراسی بوجود آمده بودند دولتهایی که به لیبرالیسم معتقد بودند این جنایات نه بدست کشیشها نه بدست بدست سزارها بلکه بدست لیبرالیسم غربی انجام شده و میشود .

کی؟؟

در قرن نوزدهم وبیستم یعنی در همان سالهایی که لیبرالیسم ،دموکراسی  و آزادی خواهی بعنوان تنها شعارهای که اروپا میداند به دنیا اعلام میشدو همچون موج عالمگیری هنر وادب وفلسفه جدید را فرا گرفت  وفریاد شوق از دل روشنفکران کشورهای پریشان و غارت شده شرقی ـــ که خود قربانیان مظلوم و بیدفاع و ناآگاه این کلمات بودند ـــ بر می آورد

مسله دیگر انواع دموکراسی است

دو نو.ع دموکراسی وجود دارد   دموکراسی متعهد و دمو کراسی آزاد . دموکراسی آزاد حکومتی است که تنها با رای مردم انتخاب میشود وتعهدی جز آنچه که مردم این جامعه از او میخواهند ندارد.دموکراسی حکومت گروهی است که براساس یک برنامه انقلابی مترقی که افراد وبینش و فرهنگ آنها را و شکل جامعه را با میخواهند دگرگون کنندو هدف انقلابی اش را تحقق بخشد.هدفش این نیست که آرای مردم را به سمت خود بکشاند.

اگر مردمی هستند که به این راه معتقد نیستند وموجب رکود و فساد جامعه هستند و با این حرکت مخالفت ومبارزه میکنند و از آزادیها سواستفاده میکنند باید با این افراد و طرز تفکرشان مقابله کرد  این دموکراسی متعهد است که جامعه را نه بر اساس سنتهای جامعه  بلکه براساس برنامه انقلابی خودش بطرف هدف غایی فکری و اجتماعی مترقی براند.

امروز حکومت یا گروه متعهد  سیاسی که در یک کشور رهبری را بدست میگیرد و بخصوص کشوری که راکد است و فرهنگش ضعیف و روابط اجتماعی اش نا سالم است و همچنین نفوذ خارجی وجود دارد این گروه متعهدند ــــ ولو مذهبی نباشد ــــ که سرنوشت جامعه  وانقلاب را بدست دموکراسی رایهای بی ارزش و خریداری شده و بازیچه جهل و غرض نسپارد متعهدند که انقلاب را پیاده۹ کنند و به هدف هدایت کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 19:28  توسط پینوکیو  | 

برتولت برشت

taatilat

 

اگر کسی حقيقتی را نداند

 نادان است

اما اگر کسی بداند و دانائی خودرا انکارکند

جنايتکار است!!!   

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 3:11  توسط پینوکیو  | 

خداحافظ آقای خاتمی !

خاتمی هم رفتنیست تا دو هفته دیگر رئیس جمهور بعدی جای او را خواهد گرفت. از جنس آدمهایی که بین شخصیتهای سیاسی بسیار کمیابند خاتمی امید بیش از ۲۰ میلیون نفری است که هشت سال از او حمایت کردند تا او بتواند خواستهایشان را عملی کند  و خاتمی نیز هرچه توانست برای عملی کردن وعده هایش انجام داد  (کاری به درست یا غلط بودن آنها ندارم)   و هزاران دست پیدا و پنهان پیش پای او سنگ انداختند( درست یا غلط) و خواستند که مانع او شوند اما خاتمی هنوز در این روزهای آخر نیز به تلاش ادامه میدهد.

شاید پس از انقلاب هیچ کس به اندازه خاتمی از اطرافیانش ضربه نخورد  و شاید بتوان این مساله را از نکات ضعف خاتمی دانست کسانی که معنای اصلاحات خاتمی را تغییر نظام و مبانی قانون اساسی درک کردند (نکته ای که خاتمی در آخرین سخنرانیش در بین مدیران حکومتش به آن اشاره کرد) و خاتمی از طرفی مشغول کنترل این افراد بود که باعث تغییر جهت اصلاحات نشود و از طرفی دیگر با کسانی مبارزه میکرد که با اصل اصلاحات مخالفت داشتند و این مبارزه دو جانبه انرژی زیادی را از خاتمی و دولت او گرفت.

 

khatami

یکی از نکات مثبت خاتمی این است که در مورد شخص خاتمی  میتوان این اطمینان را داشت که شاید مرتکب اشتباه شود(که مطمئناْ اشتباه هم داشته) اما فردی است که آلوده به هیچ نوع فسادی نمیشودو قدرت نتوانست او را به سمت فساد متمایل کند.

و یکی از مهمترین خدمات خاتمی باید از عنوان شدن و حل شدن قضیه قتلهای زنجیره ای نام برد که در تاریخ کشور بی سابقه بوده است.

اما خاتمی چند یادگار مهم برای کشور ایران به جای گذاشت که باید در مورد آنها بدقت مطالعه وتامل کرد و نه آنها را به  راحتی رد کرد یا پذیرفت این یادگارها عبارتند از :   جامعه مدنی و گفتگوی تمدنها و ...

خاتمی علی رغم تمام نکات مثبت و منفی که برای او ذکر میشود این موففقیت را بدست آورد که محبوب آمد و محبوبتر از سال ۷۶ از ریاست جمهوری خداحافظی میکند و این موهبتی است که نصیب کمتر کسی شده است.

خداحافظ خاتمی عزیز

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 2:57  توسط پینوکیو  |