تبليغاتX
پینوکیو

پینوکیو

من گم شده ام!!!

آقای رئیس و پینوکیو

آقای رئیس و پینوکیو

پینوکیو تصمیم گرفت برای اینکه از دست این سوالات زیادی که هر روز در ذهنش ایجاد میشه جوابی پیدا کنید با یکی از مخالفان حکومت یک گفتگوی تلفنی داشته باشد نام این شخص آقای رئیس است

و حالا شرح این گفت گفتگوی تلفنی:

پینوکیو: آقای رئیس شما یکی از مخالفان مشهور نظام ایران هستید اساساْ شما با   چه    چیزهایی در حکومت مشکل دارید؟؟

آقای رئیس : جواب سوال شما خیلی روشن است شما به هر جایی نگاه کنید میبینید سر تا پا مشکل است همین قضیه انتخابات و دمو کراسی، انرژی هسته ای ، حقوق بشر و مخصوصاْ حقوق زنان     چرا اکثر آقایان اجازه نمیدهند که همسرانشون در خارج از منزل کار کنند؟؟     چرا خانمهایی که دوست دارند که لباسهای جدید بپوشند متلک میشنوند؟؟  چرا خانمها نمی توانند تا ساعت دو و سه شب بیرون از خانه بمانند و صدها مشکل دیگر ....

  ـــــ  راه هایی که میشود این نظام را تغییر داد چیست ؟؟

ـــــــــــ برای تغییر این وضعیت میشود چند حالت میتوان  در نظر گرفت انقلاب یکی از راه هاست که چون تجربه شده و نشان داده وضع را بدتر میکند حذف میشود        دوم کودتا است (مثل پاکستان ) ولی فعلاْ به نظر نمی آید کسی از سران حکومت قصد چنین کاری داشته باشد        همه پرسی کنیم  که قانون اساسی  تغییر کنه اما فرمان همه پرسی در اختیار کسی است که باید همه پرسی بر ضد او انجام بشه که طبیعتآْ همچین کاری را انجام نمی دهد            و یک راه دیگر هم وجود داره که منتظر حمله  یک کشور خارجی مثل آمریکا باشیم اما چون خوشبختانه چون ما وطن  پرست هستیم نمیتوانیم سلطه خارجی را تحمل کنیم این راه  را هم کنار میگذاریم .

ــــــ  پس در این اوضاع چه کاری از دست شما بر می آید؟؟

ـــــــــــــ ما اگر بخواهیم در داخل  حکومت بصورت مخالف مبارزه کنیم که به زندان می افتیم و دچار بقیه عوارض مبارزه میشویم ما هم ترجیح می دهیم به خاطر مبارزاتمون زندانی شویم  پس این گزینه حذف میشود       خارج  شدن از کشور هم به این راحتی نیست و از طرفی هم نمیخواهیم از ایران دل بکنیم

پس ما مبارزه منفی میکنیم خودمان را مخفی میکنیم  واین حکومت را مسخره میکنیم وبه سران نظام فحش می دهیم

ــــــــــ نتیجه این کار چیه؟؟

ــــــــــــــ ما هر کاری از دستمون بر می اومده انجام داده ایم نتیجه اش مهم نیست .

ـــــــ نظر شما در مورد زندانی های سیاسی چیست؟

ــــــــــــــ اول اینکه به  نظرم این افراد زیادی شجاع هستند که حاضر هستند به خاطر سیاست زندانی شوند اما  در کل باید در کشور  آنقدر آزادی باشه که هر کس هر عقیده ای را که خودش تشخیص داد  درست است را بیان وتبلیغ کند

ـــــــ آیا درست است حکومت با مخالفانش برخورد کند؟؟

ـــــــــــــ نه این کار مخالف آزادی های فردی است

ــــــ یعنی به نظر شما حکومت اجازه بدهد  که نابود شود؟؟

ــــــــــــــ این دیگر مشکل حکومت است نه مشکل ما.

ـــــــ در مورد آمریکا چه نظری دارید؟

ــــــــــــــ آمریکا حق ندارد به ایران حمله کند فقط کافیست بیانیه بدهد که در ایران دموکراسی و حقوق بشر وجود ندارد و سران نظام را به حمله نظامی تهدید کند

ـــــــ خوب اگر شما موفق شدید و تغییرات حاصل شد ،حکومت بعدی چگونه خواهد بود؟؟

ـــــــــــــ این مسئله مهم است اما در درجه دوم اهمیت قرار دارد هدف اول ما این است که این حکومت تغییر کند حکومت بعدی تنها نباید مانند این حکومت باشد

        ..........................................

بعد از گفتگو

متاسفانه یا خوشبختانه سوالات کی داشتم بیشتر شد امیدوارم آنهایی که سواد دارند و مانند من در تاریکی شکم نهنگ گیر نکرده اند بتوانند واقعیت ها را ببینند و درک کنند

باید بیشتر فکر کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 2:27  توسط پینوکیو  | 

داستایوسکی

 

روشنفکر کسی است که اگر در گوشه ای از جهان کسی گرسنه بخوابد

 او خواب آسوده نداشته باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 2:30  توسط پینوکیو  | 

دموکراسی از دید دکتر شریعتی..4

vote

..

در خود غرب چنین نمی کنند آنها اصیل اند و میدانند چگونه پخته عمل کنند چگونه پنهان کاری کنند چگونه بر پلیدترین اعمال ضد انسانیشان نیز پاکترین نامها را بدهند آنها رای قلابی را شب و روز آشکارا  اما سخت عالمانه در صندوقهای خلق رای یعنی مغزها ودل ها می افکنند بی آنکه صاحب صندوق از آن آگاه شود .

 از اینجا به بعد لیبرالیسم واقعی و دموکراسی واقعی آغاز میشود.

یعنی پس از آن فرد آزاد است که به هر که دلش خواست بهر کسی که در مغزش به آن  می اندیشد و در حافظه اش او را میشناسد و در اعتقاداتش به او ایمان دارد و زندگی و فضائل او و امتیازات شخصی او را بدقت میداند رای بدهد  ورای او هم با کمال امانت از صندوق تندرست و دست نخورده بیرون می آید و با دقت وسرعت شمارش می شود و بدین طریق همان کسی که واقعاْ در ذهن مردم بوده و در دلهایشان جا داشته پیروز میشود.

و این است تقلب طبیعی و قانونی

مگر شناخت ها و رایهای مردم چگونه شکل میگیرد؟؟

بخصوص در مسائل اجتماعی و بویژه  سیاسی که بسیار ساده لوحانه است اگر فرض کنیم توده ساده مردم که اکثری را دارند و خواه ناخواه اکثریت آرا  را   .. از طریق تحقیقات عمیق شخصی در مورد کاندیداها  ومبتنی بر یک طرز تفکر فلسفی و جامعه شناسی خاصی که با مطالعه علمی و تحقیقات به یک رای رسیده است اگر چنین است پس کارگردانان انتخابات بیهوده  واز روی جهل میلیونها دلار صرف میکنند برای تبلیغات و هزاران گونه ابتکار  وتفنن در اینکار نشان میدهند

آری آزادند در دادن رای اما برده اند در ساختن رای زیرا رای اش را با پول در مغزش فرو کرده اند سپس آزادش کرده اند به هر کس میخواهد رای بدهد

وضع امروز اروپا وآمریکا را نگاه کنیم اهانت بزرگی است اگر بگوییم کسانی که با رای اکثریت مردم انتخاب شده اند شایسته ترین مردم این جامعه بودند

آزادی رای هست اما رای ها آزاد نیستند رای ها را میسازند و سپس مردم را برای دادن رای آزاد میگذارند زیرا در جامعه سرمایه داری کارگزاران سیاست و سازندگان سرنوشت جامعه و حتی آفریندگاران آرا مطمئنند که این مردم گر چه آزادند که هر رایی به صندوق بریزند اما همان رایی را پس خواهند آورد که آنان خود پنهانی به آنها خورانده اند

این لیبرالیسم و آزادی فردی که سالهاست روشن فکران و انسان دوستان جهان وبخصوص روشنفکران و مصلحان کشورهای عقب مانده را بشدت تحت تاثیر خود قرار داده و برایشان یک کلمه خدایی و یک نام شورانگیز است   یک لیبرالیسم اقتصادی است نه یک لیبرالیسم انسانی .

ما ساده لوحان انسان دوست  آنرا انسانی پنداشتیم و ستودیم وبرای آن فداکاریها کردیم و شهدا دادیم و خونهای پاکترین قهرمانان خود را برای آن بخاک ریختیم و این بورژوازی پلید بود که در لوای آن به استثمار کارگر اروپایی و استعمار انسان آسیایی و آفریقایی و آمریکای جنوبی  پرداخت

ما شرقیهای ساده لوح از این لیبرالیسم فقط متجدد شدیم و بورژوازی غربی کاپیتالیست  شد 

 هنگامی که در اروپا فریاد انسان دوستان   شعار لیبرالیسم  ودموکراسی و آزادی های فردی سر میداد و تب انسان پرستی و اومانیسم تند شده بود حکومت لیبرال دموکرات فرانسه  پس از انقلاب کبیر با رای اکثریت روی کار آمده بود در یک اعلامیه رسمی اعلام کرده بود :   " خانم ها و آقایان !! مرذم فرانسه  هر کس میخواهد بمباران شهر الجزیره را تماشا کند در روز فلان سال ۱۸۱۲ در فلان مکان  جایگاه  مخصوص قرار دارد  میتواند جا بگیرد  و از نزدیک  عملیات ارتش را تماشا کند.

                                                                        ادامه دارد..... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 18:34  توسط پینوکیو  | 

باخت

یک پشت کنکوری

چرا نتوانستید در کنکور موفق شوید؟

سوالات سخت بود  خارج از کتاب بود سالن امتحان گرم بود وقت کم بود و ده ها مورد دیگر

مربی تیم بازنده

چرا در این بازی باختید؟

اول از همه داوری بیطرف نبود زمین بازی مناسب بود تماشاگرای حریف تماشاگر نما بودند هوا گرم بود تیم حریف جوانمردانه بازی نمی کرد  اصلا فدراسیون میخواست ما ببازیم

کاندیدای شگست خورده در انتخابت

چرا رای نیاوردید ؟

انتخابات عادلانه نبود تقلب شده است آرا مارا باطل کردند آنها از عوامل نفوذ استفاده کردند ما شکایت میکنیم  حق ما پایمال شده است

نتیجه گیری : در ایران هیچکس بخاطر ضعفهای خود شکست نمی خورد همه باختها بخاطر عواملی خارج از اختیار ماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 12:58  توسط پینوکیو  | 

سلام آقای گنجی

 

من پینوکیو هستم و از جنس چوب   من مدرسه هم نرفته ام اگر در نوشته اشتباهی دیدید ناشی از بیسوادی و کم اطلاعی من است از تمام کسانی که از خواندن این نوشته ناراحت میشوند معذرت میخواهم من رو ببخشید هر چه باشد من پینوکیو هستم و از داخل تاریکی شکم نهنگ دنیا را کمی عجیب میبینم

این روزها به هر سایت خبری و سیاسی که سر میزنم اکثراْ این کلمات به چشمم میاد "گنجی" "اعتصاب غذا" "بیمارستان" " زندانی سیاسی""آزادی"در مورد وبلاگها هم که وضع جالبی پیش اومده هر وبلگ اجتماعی وسیاسی که میرم بی توجه از کنار شما رد نشده و بالاخره نظر خودش رو در مورد شما نوشته و این را هم بگم که اکثراْ طرفدار شما هستند یا عکس شما را داخل وبلاگ گذاشتن یا لوگوی" گنجی را آزاد کنید" حتی کسانی که تا یک ماه پیش گنجی را نمی شناختند

خیلی برای من پینوکیو جالب که این مسئله برای اهالی اینترنت مهم شده و این سر و صدا را بلند کرده از طرف دیگر این موضوع بین جناحهای سیاسی هم ایجاد تنش کرده یکی میگوید باید شما فردا آزاد شوید وضعیت جسمانی خوبی ندارید اعتصاب غذا کردید و...  و جناح مقابل هم میگه حال شما خوبه و باید در زندان بمونید و آخرین خبر هم از شما این که به بیمارستان بهمن برای عمل جراحی زانو رفتید

این وسط چند تا چیز من رو اذیت میکنه و برام ایجاد سوال کرده

اول اینکه آیا شما از اون کسانی هستید که عقیده دارد که هر کسی میتواند عقیده خودش رو (چون خودش به درستی اون اعتقاد داره )بیان کنه واون رو تبلیغ کنه؟؟

دوم   اینکه شما حرف زدید بعد شکنجه شدید یا شکنجه شدید بعد حرف زدید؟(البته شکنجه در هر حالتی غیر انسانی است)

سوم    همیشه این ترس برای من وجود داشته یک ماجرای پر سر وصدا افکار عمومی رو بخودش مشغول کند و از یک ماجرای مهمتر غفلت کنند(اتفاقی که در ایران زیاد می افتد) ومن متاسفانه باز این احساس را و این ترس را دارم

چرا حامیان شما عجیب هستند؟؟(از بوش  تا آقای منتظری)

اما یک مسئله اساسی وجود دارد شما حتماْ میدانسته اید که فعالیت به عنوان مخالف ومنتقد نظام (هر نظامی این رو یک بار دیگر هم مینویسم  هر نظامی) عواقب و خطراتی را بدنبال دارد شما که آگاه بودید حالا جریان اعتصاب غذا رو من نمی فهمم

همین سران نظام فعلی ایران از بزرگ تا کوچیک زمان شاه مبارزه کردند و تاوان آنرا هم دادند زندانی و شکنجه شدند  (شاید خیلی بیشتر از شکنجه های شما) ومن اینجا به آن افرادی  که کشته شدند کاری ندارم  شما علیرغم آسیب هایی که دیدید این امتیاز را دارید که خوشبختانه زنده هستید  و می توانید مبارزه کنید               اما بهر حال بازی سیاسی بازی خطرناکی است و عواقب بدی دارد

البته اینجا باید به شما تبریک بگم که مثل اون عزیزانی نیستید که به اون ور مرز رفته اند و نمیخواهند خطرات مبارزه سیاسی را قبول کنند و در خانه هایسان می نشینند مقاله مینویسند بیانیه می دهند و خود را آگاهترین وشجاعترین روشنفکران مبارز میدانند  نیروهای مبارز داخل کشور را هم به محافظه کاری متهم میکنند.

اما شما آقای گنجی عزیز اگر اقداماتی که میکنید به خاطر بیداری افکار عمومی است باید بگم شما مردم رو خیلی خواب فرض کردید!!!

اما بگذارید نظر خودم رو عنوان کنم شما یک عمل خلاف قانون انجام داده اید و باید مجازات بشوید (البته منظور من زندان است نه شکنجه) اگر شما آزاد شوید باید قانون تغییر کند و این هم که....

اگر مشکل با قانون است که شما فقط بهانه هستید و قران سر نیزه ...

امیدوارم آزاد شوید و از این به بعد به عواقب کارهایی که میکنید فکر کنید البته من نه به آزادی شما امید وارم نه به آیندنگری شما!

 فکر میکنم  که باید صبرکرد و منتظر ماند این ماجرا هم بالاخره تمام میشود خیلی زودتر از آنچه ما فکر  میکنیم و بعد از مدتی همه چیز........

                                                 پینوکیو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 4:3  توسط پینوکیو  | 

یکی از دوستان نوشته بود که بابام داخل شکم نهنگ گیر کرده بود نه پینوکیو

بله حق با شماست اما زندگی بازی های عجیب غریب زیادی داره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 19:57  توسط پینوکیو  | 

برای تمام پینک فلویدیها

What Shall We Do Now ?

این فضاهای خالی را با چه باید پر کنیم؟
فضاهایی که موج گرسنگی در آن میغرد؟
آیا میتوانیم به دنبال تشویق دیگران
به دریای چهره ها بپیوندیم و مانند دیگران شویم؟
آیا باید گیتار تازه ای بخریم؟
یا اتوموبیل قوی تری برانیم؟
آیا باید قادر باشیم تا پاسی از شب کار کنیم؟
یا خود را وارد هر جدالی کنیم؟
چراغها را روشن بگذاریم؟ بمب بیافکنیم؟
به یک تور شرق برویم؟ به بیماریهای مهلک دچار شویم؟
استخوانها را دفن کنیم؟ به خانه ها شبیخون بزنیم؟
یا با تلفن گل بفرستیم؟
کسی را به مشروب مهمان کنیم؟ او را به یک جای خلوت ببریم؟
گوشت نخوریم؟ به ندرت بخوابیم؟
به انسانها قلاده بزنیم؟
سگ تربیت کنیم و موشها را به جان هم بیاندازیم؟
پستو را از اسکناس پر کنیم؟
گنجها را دفن کنیم و تعطیلات خود را ذخیره کنیم؟
و هرگز، پشت به دیوار ندهیم تا استراحتی کنیم.
What shall we use to fill the empty spaces
Where waves of hunger roar?
Shall we set out across the sea of faces
In search of more and more applause?
Shall we buy a new guitar?
Shall we drive a more powerful car?
Shall we work straight through the night?
Shall we get into fights?
Leave the lights on? Drop bombs?
Do tours of the east? Contract diseases?
Bury bones? Break up homes?
Send flowers by phone?
Take to drink? Go to shrinks?
Give up meat? Rarely sleep?
Keep people as pets?
Train dogs? Race rats?
Fill the attic with cash?
Bury treasure? Store up leisure?
But never relax at all
With our backs to the wall.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 3:56  توسط پینوکیو  | 

دموکراسی از دید دکتر شریعتی..3

shariati

 

 

 

 

 

 

در همه مراحل تاریخی    جامعه های بدوی جامعه های نیمه وحشی جامعه های بعد از انقلاب کبیر و در متن اروپا کدام جامعه شناس میتواند بگوید و ثابت کند که اکثریت مردم میتوانند از بین این این میلیونها مردمی که هستند و از میان چهره هایی که به عنوان رهبر سیاسی مشهورند بهترین رهبر را تشخیص دهند؟؟

بدانند که بهترین راه کمال و رهبری این جامعه کدام است؟

مسئله ای که امروز در دموکراسی مطرح است اینستکه اگر بنای حکومت را به سعادت آرام و راکد واحساس بیقیدی افراد انسانی بگذاریم حکومت را شهرداری تلقی کنیم بیشک بهترین حکومت حکومتی است که بوسیله همه افراد جامعه انتخاب شده است و بنابراین مورد رضایت عام خواهد بود و کوشش چنین حکومتی بر این نخواهد بود که مردم را به بهترین راه براند و روابط اجتماعی  وسنتها را بهبود بخشد بلکه تمام سعی اش بر این خواهد بود که آرای مردم را حفظ کند.

چه کسی میتواند آرای مردم را برای خود حفظ کند؟؟

بیشک کسی که مثل همه مردم حرف بزند و به پسند اکثریت مردم حرف بزند و به راهی رود که همه مردم میروند برودو به آنچه که مردم معتقد هستند معتقد باشد.اگر این حکومت بخواهد مردم را مترقی کند واصلاح نماید رابطه خود را با پسند مردم قطع می کند و وجهه خود را پیش مرم از دست خواهد داد از این جهت است که میبینیم در تمام جوامع افرادی که اندیشه مترقی دارند هرگز بطور عام اکثریت مردم متوجه آنها نیست  و آنها را تشخیص نمی دهند.

بنابراین اصل حکومت دموکراسی ـــ بر خلاف تقدس شور انگیزی که این کلمه دارد ـــ با اصل تغییر وپیشرفت انقلابی  و رهبری فکری مغایر است  و اگر ایدئولوژی رهبری جامعه بر تغییر پیشرفت سنتهای فرسوده  جامعه باشد نمیتواند نمیتواند خود این حکومت زاده آرا عوام وتعین شده پسند عموم و بر آمده از متن توده منحط باشد!

بنابراین در اینجا مسئله ای که مطرح است مرحله خاصی از تحول جامعه است که با دموکراسی سازگار نیست.

جوامعی که مردم  در آنجا تشخیص صلاح و فساد را نمی دهند اگر رهبری منتخب این افراد باشد از جنس افراد جامعه خواهد بود

امروز در برابر ارزش شکل حکومت دموکراسی و لیبرالیسم اصالت فرد و حقوق فرد به تردید افتاده اند

بقول پرفسور شاندل بزرگترین  دشمن آزادی ودموکراسی از نوع غربیش ، خود دموکراسی و خود لیبرالیسم و آزادی فردی است 

 

اصل اعتقاد به اینکه هر فرد به هر شکل میتواند به زندگی خود در جامعه ادامه دهد موجب این شده که سرمایه داری برای پیشرفت خود از این اصل برای سود بیشتر انجام هر فسادی و تاختن به هر صلاح و هرگونه فضیلت اجتماعی را روا بداند و آزادانه عمل کند.

 از این آزادی ،آزادی های فردی چه کسانی استفاده میکنند؟؟

چه کسانی سود واقعی را میبرند؟

کسانی که میتوانند خوب بیاندیشند ؟؟هرگز!!

کسانی که قدرت بیشتری دارند بیشترین استفاده یعنی سوءاستفاده را میکنند؟و سوءاستفاده چنانکه شما به یک شهر اروپایی بروید میبینیددموکراسی غربی برای چه کسانی زر وزور جاه .جلال و قدرت به ارمغان آورده است؟

کسانی که  آزادی را به سوی خود گرایش   میدهند قویترندحتی رای میسازند ! رای آزاد میسازند رای ساختن همیشه به اشکال معروفی که میشناسیم نیست آن شکل معروف که  چند مامور رای ده هزار رای دهنده موهوم به پای صندوق آورد وده ها هزار اسم مجعول و اوراق انتخاباتی نقش ببندد و یا نیمه شب در صندوق باز شود ورای ها عوض شود.

این سبک رای سازی متعلق به کشورهای عقب مانده است که در کار دموکراسی غربی هنوز       ناشی اند و در برابر روشنفکران وقیح و کارگزارانی مسخره اند که به شیوه ای ابلهانه عمل میکنند و ادای دموکراسی غربی را در می آورند این یکنوع تقلب مصنوعی و غیر قانونی است.

                                                                                                        ادامه دارد......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 2:54  توسط پینوکیو  | 

فریبت میدهند بر آسمان

 این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا

گوش سرما برده است

یادگار سیلی سرد زمستان است

حریفا رو چراغ باده  را بفروز

  شب  با  روز یکسان است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 1:53  توسط پینوکیو  | 

درباره اخلاق

هر فرد تنها یک اخلاق دارد  و آن  هم اخلاقی است که فرد در زندگی بصورت عملی به نمایش می گذارد اگر گاهی در زندگی مان به موقعیت هایی برمی خوریم که بر خلاف آنجه در  گفتارمان به آن معتقدیم عمل میکنیم باید قبول کنیم تنها اخلاقی که قابل سنجش است و دیگران با توجه به آن در مورد ما قضاوت میکنند  عمل ما واخلاق عملی ماست

اعمال ما تابع اخلاقی است که در ناخودآگاه قرار دارد و این اخلاق ناخودآگاه زمانی خود را به نمایش    می گذارد که هیچگونه فشار خارجی بر روی شخص وجود نداشته باشد مانند تنهایی ها وهنگام روی دادن بلایای طبیعی که  فرد از زیر نگاه های جامعه خارج می شوند و این عوامل فشار باعث اختلاف بین  عملکردها و حرفهایمان می شود

اخلاق زبانی و اجتماعی ما تابع شرایط جامعه است اما اخلاق ناخودآگاه ثابت است و مستقل از موقعیت میباشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 1:39  توسط پینوکیو  | 

نمادگرایی در هنر اسلامی

این مطلب رو دریک وبلاگ دیگه خیلی وقت قبل نوشته بودم

.............................................


در جهان هیچ چیز تمام معانیش محدود به شکل ظاهری آن نمی شود بلکه هر نمودی متضمن بودی است و برای هر ظاهری باطنی وجود دارد.هنر مقدس هنری ست که اشاره دارد به صورتهایی مثالی از عالم بالا که مربوط به معرفت وجود و هستی شناسی است.
نماد تصویری رساننده معانی سری و رمزی می باشد نمادهای هنری تا زمانی ماندگار باقی می مانند که آنچه بدان ارتباط داده میشوند معنی دار باقی بماند وقتی این معانی ناپدید شد و یا اهمیت خود را از دست داد آن شکل نیز یا ناپدید می شود ویا اینکه معنای جدید کسب می کنند. در هنر اسلامی هر طرح و نقش علاوه بر مضمون وزیبایی ظاهری اش دارای یک معنای درونی میباشد که چشم جستجوگر بیننده از پس ظواهر زیبا بدنبال یافتن آن رمز درونی می باشد معنایی که به عالم باطن باز می گردد.شکل ها و نمادهای هنر مقدس این رمزواره خود را همیشه به همراه دارند وهرزمان که بیننده با کنار گذاشتن و کذشتن از کنار حواس خود صورتهای زیبای ظاهری را رها کند پی به زیبا یی ذاتی نقوش میبرد که زیبایی امری درونی است و خارج از ذهن بیننده.
از نظر اسلام هنر الهی بیش از هر چیزی نشان دهنده وحدت الهی در جمال و نظم عالم است وحدتی که میتوان آن را در هماهنگی و انسجام عالم کثرت و در نظم و توازن جهان مشاهده کرد جمال دارای همه این شرایط می باشد استنتاج وحدت از جمال عالم همان حکمت است هنری از نظر اسلام مقدس به شمار می آید که از پس تمام زیبایی های دنیوی به روح مدد می رساند تا از کثرت تشویش آمیز رها گردد و راهی به سوی وحدت بی انتها میگشاید.
هنر مندی که خاطره نخستین خود را از جمال مطلق به همراه دارد سعی میکند ته آنجا که ممکن است و محدودیت های هنری به او اجازه می دهند آن خاطره را بر روی اثر خود زنده کند هر چه بیشتر بتواند این زیبایی را از درون خود به بیرون انتقال دهد اثر هنری او دارای اصالت بیشتری خواهد بودشرط اصالت هنری در اسلام اینست که هنرمند آگاه به دو اصل باشد ارزش وجودی خود و قوانینی باقیمانده از سنت که این دو باعث پرهیز از هر آنچه که زائد وبدون کارایی است میشود.
خاطره نخستین:eidos یاeidon  میباشد که درفلسفه یونان باستان بکار برده شده است که معنای آن اولین چیزی است که پس از رویت در ذهن باقی می ماند.

دایره و مربع درهنر اسلامی
دایره نماد کیهان است ونماد روشنگری وتمایت وکمال که از طریق مثلث به مربع نماد زمین ومخلوقات تبدیل میشود مرکز دایره نماد حقیقت ابدی است که نشانگر ذات الهی است که باید تجسم پیدا کند تا بتواند خود را به نمایش بگذارد و این همان شکلی است که میتوان از طریق آن درک کرد که چگونه حقیقت الهی در تمام مخلوقات گسترش می یابد همچنانکه وحدت ذاتی خود را از دست نمی این حقیقت در موجودات کثرت می یابد اما ذات حقیقت در آن مرکز دایره باقی مانده است و فیض وصول یعنی رسیدن از کثرت مخلوقات به وحدت ذات الهی.
ابن عربی میگوید:همه چیز در جهان منشعب از ذات اوست و هر زیبایی وکمال موهبتی از رحمت اوست و رستگاری عبارت است از وصول کامل به این روشنی.
تبدیل شکل دایره به مربع نمایانگر یک یگانه گردی کمی میباشد ونمادی از تلفیق دوباره مربع زمینی در بیت المقدس آسمانی.کف در معماری اسلامی نشان از الگوی مربع زمین است که با دیوار پیوند دارد دیوار نماد اعتلای نفس است و تبدیل مربع به دایره و بام با خطوط مدور و مرکز گرایش گسترش میابد که نماد دایره و کیهان است.
این امر را میتوان در دو نمونه زیر مشاهده کرد:
در مسجد بی بی دختران شیراز بنا در طبقه اول چهار ضلعی سپس هشت ضلعی وبعد به دایره گنبد ختم می شود.
نمونه دیگر مسجد الغدیر تهران میباشد شبستان اصلی یک دوازده وجهی می باشد که به تدریج و طبقه طبقه بهیک هشت ضلعی دو مربع و یک دایره منتهی می شود.

تزئين در هنر اسلامي
تزئين ماده در هنر اسلامي را ميتوان اصيل گرداني آن ماده تعبير كرد بدين معني كه هر فرايندي كه باعث شود ماده اصيل گردد وبا نمونه ازلي وآرماني اش شباهت بيشتري داشته باشد آن ماده را نماد سررست تر وقابل درك تري از عالم باطن مي سازد كه هنر در كلي ترين تعريفش در بينش اسلام روشي براي شرافت روحاني دادن به ماده ميباشد.
تزئين تنها راه براي براي رها شدن ماده از سنگيني دنيوي ميباشد.هنرمند با اصيل گرداني سطوح عقل را به انديشيدن به فضايي فراتر از ماده سوق مي دهد تا از پس اين نقوش به قلمرو لايتناهي راه يابد.

اسليمي
اسليمي نوعي تضاد يا ديالكتيك در زمينه تزئين به شمار مي آيد كه دوعنصر منطق و پيوستگي وزن و جاندار را به هم ربط مي دهد وداراي دو عنصراست: به هم پيوسگي نقوش و نقشمايه گياهي.اين نقش مايه موجد الگوهاي مدور بي پايان مانند دواير روي آب مي باشد كه در دانه هايي واحد و متعدد وبا مركزيتي مشترك گسترش مي يابند.
منشا اصلي نقوش اسليمي را بايد در نقش نمادهاي مذهبي ايران باستان مانند بشنين گلك پنجه برگ و شکوفه جستجو کرد. علت استفاده ازنقوش ایرانی برای تزئین بناهای اسلامی در قرون چهارم و پنجم هجری فراموش شدن ایران باستان قدرتمند وتبدیل این حکومت به رویا بود. از آن پس این شکلها توانستند از معنای اولیه خود خارج شده و پیوند های غیر اسلامی آنها از بین رفت و به صورت شکلهایی آزاد و رها از گذشته و با معنایی جدید در تزدینات اسلامی به کار رفتند.
اسلیمی دارای نواخت و ریتم می باشد هر اسلیمی نمایانگر تحرکی می باشد که تکرار منظم ویژگیها و عناصر برآن دلالت میکند.در هنر اسلامی نمادهایی که با یک ریتم دقیق تکرار می شوند نشانی از کثرت در وحدت میباشند.
ترنج از جمله نقوش اسلیمی می باشد که با آویزه هاو ترنج های تشعشعی که تا نقاط گوناگون سطح ادامه میابند ساقه های مارپیچ که مانند درخت کیهانی به اتکا محور هسته ای بصورت متقارن رشد می یابند مشبک کاریها و خانه بندی های مختلف همه تجلی طرح نمادین روضه رضوان می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 4:6  توسط پینوکیو  | 

توجه!!                                                                                                                 توجه!!

اگر کسی میخواد وارد شکم نهنگ بشه خودش می دونه اینجا مالک نداره اما جای زیاد جالبی هم نیست تاریکه . زیاد هم تکون میخوره اما کتاب اینجا زیاده !!!اما برای موندن اینجا نیومدم من هر وقت بتونم می خوام از اینجا خارج بشم تا برم دنبال پری مهربون!!!

اما اگر کسی میخواد بیاد خودش میدونه!! من از مهمون بدم نمیاد!!!!

                   اگر کسی میاد چند تا شمع هم بیاره تا هر دومون بهتر ببینیم

                                                                                     با تشکر  پینوکیو    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 20:7  توسط پینوکیو  | 

گابریل مارسل

marcel

  

بیقراری انسان مدرن ناشی از تسلیم جامعه فناور کنونی به وسوسه انکار واقعیت هر آنچه که قابل تملک وضبط و مهار نیست.  

                                                                                                                                      وقتی که حکم می شود که ادمی همان است که می کند و قدر و قیمتش مساوی است با کارش    معنای وجودی از دست رفته است،  ما خود ودیگران را دستگاه هایی میبینیم تو به تو ومتشکل از کارکردهای زیستی روانی و اجتماعی که بایکدیگر ارتباط متقابل دارند، احساس کرامت و قدر و قیمت ما مبتنی شده است به کارکردهای که در جامعه داریم ، نه بر آگاهی بر اینکه صرف بودن قداستی ذاتی دارد.                                                                                                                                   خطر اصلی این نگرش فناورانه در این است که این وسوسه را در آدمی قوت می بخشد که خود را یگانه معنا بخش و ارزش آفرین عرصه وجود بیانگارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 19:1  توسط پینوکیو  | 

دور دوم ...2

اما درباره مقصرهای احتمالی:

کسانی که به احمدی نژاد رای دادند (جه آنها که به او اعتقاد داشتند و چه آنهایی که احتمالاْ فریب او را خوردند )  به هر حال بر اساس عقیده وذهنیت خود که ان را درست میدانسته اند عمل کرده اند وآن کسانی که به هاشمی رای دادند به هر هر کاری از دستشان بر می آمده برای رسیدن به هدف خود انجام داده اند  پس نمیتوان آین دو گروه را مقصر دانست.

اما از ۲۰  میلیون رای خاتمی و ۱۶ میلیون رای اصلاح طلبان بقیه اش چه شد؟

اما مقصرهای احتمالی(البته از دید پینوکیو):

هرکس که احتمال بدتر شدن وضع کشور بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد  را میداد و در انتخابات شرکت نکرد مقصر است.!!

آنهایی که با دانستن این خطر احتمالی دور اول را تحریم کردند و اجازه دادند کسی مانند احمدی نژاد به دور دوم راه یابد.

کاندبداهای اصلاح طلب که با یکدیگر به توافق نرسیدند وباعث شدند که آرای اصلاح طلبان تقسیم شود و از فرصتی که با حضور ۳ نماینده اصولگرا پیش آمده بود استفاده نکردند

البته این افراد باید این احتمال را میدانند که شایداز طرف صاحبان قدرت اقداماتی انجام شود که روی نتیجه انتخابات اثر بگذارد اما  آنها انقدر باید قوی عمل می کردند که ای اقدامات بی اثر شود

البته هنوز باید منتظر ماند و دید احمدی نژاد چه خواهد کرد .

                                                         پایان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 18:53  توسط پینوکیو  | 

دموکراسی از دید دکتر شریعتی..2

این مطلب که در ۴ یا ۵ قسمت می نویسم برداشت آزادی از کتاب امت و امامت دکتر شریعتی میباشدکسانی که علاقمند  به کسب اطلاعات بیشتر هستند میتوانند به کتابهای امت وامامت ، اسلام شناسی۲و۳ و هنر و خودسازی انقلابی نوشته دکتر شریعتی مراجعه کنند.

shariati

 

 

 

 

 

قسمت اول (اقسام حکومت)

دو سبک حکومت وجود دارد  : یکی سبک حکومت استبدادی است که یک خانواده بدون دخالت آرا مردم بعنوان نمایندگی خدا یا اشرافیت نژادی و برتری خونی و خانوادگی حق حکومت را به خود اختصاص می داد و بزور بر مردم حکومت میراند. در برابر این حکومت نوع دیگری از حکومت به نام دموکراسی وجود دارد که اشکال مختلف دارد که حکومت افراد مردم است که با آرا خود گروهی یا فردی را برای رهبری جامعه و هدایت این مردم انتخاب می کنند.شماره آرا فردفرد  افراد این جامعه است که هر کدام بیشتر از آرا مردم برخوردار بودند و واجد مقام رهبری است و صاحب حق حکومت خواهد بود.

حکومت دموکراسی که در شکلهای مختلف در دنیا وجود دارد حکومت ایده آل روشنفکران از آغاز قرن هجدهم بودکه قرن آزادی فکر و ستایش و پرستش آزادی های فردی است و عصر آزادی های انسان  واعتقاد به اصالت حقوق فردی و همراه با اصالت بشر

در اینجا چند سوال پیش می آید:

۱...آیا دموکراسی عالیترین نوع حکومت است؟؟

۲...آیا حکومت دموکراسی بر فرض که عالیترین نوع حکومت برای جامعه باشد آیا در همه مراحل تکامل جامعهای انسانی این اصل صادق استو برای جامعه متمدن، غیر متمدن،استعماری وآزاد ،انقلابی یا قانونی ...فرقی نمی کند؟؟؟

۳....آیا دموکراسی همه جا به نفع توده ها وطبقات محروم و عقب مانده است؟؟

در عین حال که همه فضائل دموکراسی بر ما روشن است این سوال طرح شده که اگر اصل در یک نظام اجتماعی و رهبری سیاسی ، بر" پیشرفت " و "رهبری" یک جامعه نا آگاه بگذاریم در اینجا ملاک قرار دادن پسند  و رای یکایک افراد جامعه مانع اصلی پیشرفت نخواهد بود؟؟

اگر اصل بر این باشد که این جامعه از وضع فعلی خارج شود این جامعه با روابط اجتماعی منحطی که دارد تغییر دهد باید طرز تفکری را که دارد عوض کند باید زبانش و مذهبش عوض شود باید فرهنگش پیش رود باید بسیاری از معتقدات و خرافاتش از بین برود.باید بصورت انقلابی دگرگون شود از این مرحله به مرحله بالاتر جهش وار ارتقا یابد و اصل را اگر در سیاست بر دو شعار "رهبری" و "پیشرفت"یعنی تغییر انقلابی مردم قرار دهیم آنوقت انتخاب این رهبری بوسیله افراد همین جامعه امکان ندارد.

زیرا افراد جامعه هرگز به کسی رای نمی دهند که با سنتها و عادات و عقاید و شیوه زندگی رایج همه آنها مخالف است  و می خواهد آنها را ریشه کن کند و سنتهای مترقی را جایگزین آن سازدکه مردم با آنها آشنا نیستند و با آن موافق نیستند .

چنین رهبری نمیتواند مورد اتفاق اکثریت آرا این مردمی قرار بگیرد که باید خودشان را عوض بکنند  اما اگر اصل حکومت را تنها بر نگهبانی و نگهداری مردم و حفظ سنتها ومقدسات موجود مردم باشد مردم در این حکومت فقط و فقط احساس خوشی وشادی و برخورداری بکنند در این صورت یک حکومت "استاتیک" خواهیم داشت و مسئولیتمان رهبری نیست اداره است تغییر وپیشرفت انقلابی نیست حفظ وتحکیم نظام موجود است.

بی شک عالیترین ومقدسترین اصل و شکل سیاسی برای این هدف دموکراسی است زیرا مردم به کسی رای خواهند داد که مورد پسندشان است یعنی به کسی که با عموم هم رای وهم ذائقه و با اکثریت هم عقیده باشدو به راه و روشی رود که همه یا کثریت می روند.

اما اگر گروهی از افراد روشن در یک جامعه قرار بگیرند و با وضع کنونی جامعه مخالف باشند و آرزومند تغییر و تحول سریع وانقلابی در بینش و عادات جامعه باشنداینها از طرف مردم اکثریت را نخواخند داشتکسانی اکثریت را خواهند داشت که حافظ وضع موجود باشند.

جامعه در چه شرایطی بایذ رهبر ،پیشوا و و نظام رهبری خود را انتخاب کند ؟؟

بهترین هنخاب رهبر بوسیله چه کسانی باید صورت گیرد؟  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 12:17  توسط پینوکیو  | 

داستایوسکی

یا ایمان بیاورید یا بسوزانید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 0:35  توسط پینوکیو  | 

سوال

چه میتوانم بدانم ؟؟؟

چه باید بکنم؟؟؟

حق دارم به چه امیدوار باشم؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 21:11  توسط پینوکیو  | 

دور دوم ......1

از آن روز که کاندیداهای اصولگرا به توافق برسند و هاشمی به طور رسمی وارد عرصه انتخابات شد و پیش بینی می شد که انتخابات به دور دوم کشیده شود و هیچ کدام از نامزد ها نتوانند اکثریت آرا را به خود اختصاص دهند  و از همان روز مشخص بود که هاشمی به احتمال فراوان یکی از کسانی خواهد بود که به دور دوم راه می یابد و پیش بینی ها برای اینکه که چه کسی می تواند نفر دوم شود آغاز شد

از جانب اصلاح طلبان معین و از جانب اصولگرایان قالیباف به عنوان حریفان احتمالی هاشمی در  دور دوم معرفی  میشدند . اما در روز انتخابات  اتفاقات به گونه ای دیگر رقم خورد  و احمدی نژاد نفر دوم دور اول شد.البته این حادثه با اعتراض شدید کروبی روبرو شد اعتراضاتی که همچنان ادامه دارد.

از همان روز مبارزه بین هاشمی و احمدی نژاد آغاز شد.

اما  چه اتفاقی افتاد که هاشمی در دور دوم شکست خورد؟؟

هاشمی در دور اول بیش از ۷ میلیون رای کسب کرد و دور دوم این رقم را به ۱۰میلیون رساند. در دوم اکثر نیروهای جبهه دوم خرداد حامی هاشمی بودند و ستاد انتخاباتی قالیباف نیز اعلام کرد که از هاشمی حمایت میکند اگر دو میلیون نفری که از مجموع آرایی دور اول کم شده بود را تماماْ از آرای هاشمی بدانیم(بدبینانه ترین حالت) ائتلاف جدید حامیان هاشمی توانستند برای او ۵میلیون رای کسب کنند.

ازطرف دیگر احمدی نژاد ۶میلیون رای را به۱۷ میلیون رای برساند.

برای این امر میتوان چند علت متصور شد  

۱ .... شعارهای انتخاباتی ــــ احمدی نژاد  با شعار فقر زدایی و عدالت خواهی وارد مبارزات انتخاباتی شدو تلاش خود را متوجه قشری از جامعه کرد که سالها از آنها صحبتی نمی شد و فراموش شده بودند البته در این امر ظاهر عوام پسند (شاید هم عوام فریب) او هم نقش مهمی را ایفا میکرد. در حالی که هاشمی با همان حرفهای ۸ سال پیش آمده بود و باز از کار همه با هم صحبت میکرد که دیگر مخاطب چندانی نداشت.

۲....شناخت مردم   ـــــــ  هاشمی از ابتدای انقلاب تا به امروز در پستهای مختلف در ساختار قدرت کشور حضور داشته و یکی از شناخته شده ترین افراد نظام می باشد ولی احمدی نژاد تا به حال مهمترین پستهایی که داشته شهرداری اصفهان و تهران بوده و نسبت به هاشمی گمنام تر بود ..تجربه انتخاباتی چند دوره اخیر نشان داده که مردم به افرادی گرایش دارند که ناشناخته تر هستند و امتحان پس نداده اند.

۳...تبلیغات معکوس ــــــ از زمانی که هاشمی وارد عرصه انتخابات شد گروه هایی سعی بر تخریب او و نزدیکانش نمودند و هر کاری که میتوانستند انجام دادند تا گذشته هاشمی را بیشتر و بیشتر تیره نشان دهندالبته این مسئله در مورد احمدی نژاد با شدت کمتری وجود داشت این تبلیغات معکوس به اندازه ــ ای بود که پس از انتخابات مسئله به صورت قضایی پیگیری میشود البته نباید چندان به نتیجه آن امیدوار بود.

  اما نکته ای که اکنون باید به آن اهمیت داد  آینده ریاست جمهوری احمدی نژاد است

اگر احمدی نژاد همانطور که در شعارهایش وعده داد عمل کند که مشکلی نیست. اما اگر احمدی نژاد   مانند آنهایی که وعده دادند وفراموش کردند عمل کند اگر سعی کند آن آزادی های بر حق را که در زمان خاتمی بدست آمد را از جامعه سلب کند اگر احمدی نژاد رو به عقب حرکت کند مقصر کیست؟؟؟....

                                                  ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 21:4  توسط پینوکیو  | 


بقول یکی از  آشناهای جدید

سیاست رفتنی است باید به فرهنگ رسید

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 2:28  توسط پینوکیو  | 


۱۸ تیر 

روزی که ماهیگیرهای بزرگ ماهی می گیرند

و  روزی که خیلی از ماهی های کوچک می میرند


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 1:21  توسط پینوکیو  | 

انتخابت نهم و پینوکیو


قسمت دوم

ahmadi nejad

می توان گفت احمدی نژاد تعداد زیادی رای را به خاطر نامشخص بودن عقاید سیاسی اش از دست داد البته این نکته هم باید یاد آوری کنم کمتر کسی فکر میکرد احمدی نژاد  بتواند نفر دوم شود

karrobi

نفر بعدی مهدی کروبی رییس مجلس ششم که با  وعده معروف ۵۰هزار تومانی اش توانست آرای خوبی بدست آورد  و نشان داد پس از گذشت سالها از انقلاب  هنوز مردم ما نتوانسته اند احتیاجات اولیه زندگی خود را رفع کنند   شاید این شیوه تبلیغاتی در کشورهای اروپایی مربوط به ۶۰ یا ۷۰ سال پیش باشد اما می بینیم هنوز در کشور ما جواب می دهد

برتری کروبی به احمدی نژاد داشتن عقاید سیاسی جالبتر بخصوص  برای جوانان بود.

اما نفر آخر معین

moein

معین  کاندید اصلی جبهه دوم خرداد و اصلاح طلبان بود معین را شاید بتوان ناموفقترین نامزد انتخابات نهم دانست  که بسیار کمتر از آن که پیش بینی میشد رای بدست آورد میتوان چند دلیل عمده برای این مسئله عنوان کرد:

۱..   آیا معین واقعا یهترین گزینه برای دوم خرداد بود؟؟؟این سوالی است که من جواب آن را نمی دانم

۲..زمانی که گروه های اصولگرا نتوانستند بر روی یک شخص به توافق برسند اصلاح طلبان هم همین اشتباه را کردند و با سه نامزد در انتخابات شرکت کردند و آرایشان تقسیم شد

۳..فراموش کردن درصد مهمی از مردم در شعارهای انتخاباتی کسانی که نیازهای مادیشان آنها را از توجه به مسائلی مانند دموکراسی و آزادی بیان دور نگه داشته است

۴..مشاوران و کسانی که معین برای خود انتخاب کرده بود ونحوه انجام فعاتیتهای تبلیغاتی معین

۵..تحریم انتخابات توسط دسته های مهمی از جبهه دوم خرداد که معین بیشترین ضربه را از این گروه ها خورد

تنها باید امیدوار بود که این اشتباهات اصلاح طلبان باز تکرار نشود.

..........................................

اما نکته اساسی انتخابات تغییر علاقه مندی مردم از مسائل سیاسی به مسائل اقتصادی و اجتماعی بود که می توان اثرات آن را در آرای کروبی و احمدی نژاد مشاهده کرد..


 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 2:43  توسط پینوکیو  | 

     pink  floyd in live8     

                   pink floyd

             ba ham

             ba ham2

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 2:54  توسط پینوکیو  | 

انتخابت نهم و پینوکیو

با گذشت چند هفته از مرحله اول انتخابات نهم و آرام تر شدن اوضاع کشور  راحت تر میتوان در مورد مسایلی که در این انتخابات رخ داد صحبت کرد و به بررسی حضور مردم در این انتخابات پرداخت اما قبل از هر چیز باید موضع خود را در مورد دو مسئله مشخص کرد

مسئله اول   :    آیا این سیستم انتخابات را از پایه واساس قبول داریم ؟آیا ان را دموکراتیک می دانیم؟آیا اصولا درست است است کسی غیر از خود مردم به صلاحیت نمایندگان رسیدگی کند؟

مسئله دوم  :   که البته  وابسته به تائید اصل انتخابات می باشد .آیا انتخابات وشمارش آرا سالم بود؟یا بهتر است بگوئیم آیا به وزارت کشور اعتماد داریم ؟

در مورد اول هر کس باید این مسئله را برای خود حل کند اما من به قسمتی می پردازم که سیستم انتخابت را قبول داشته باشیم  و  در مورد مسئله دوم به نظر من با تمام ابهاماتی که در جریان انتخابات وجود داشت کل جریان دچار مشکل نمی باشد  و به نظر می رسد باید به آمار وزارت کشور اعتماد کرد

از طرف وزارت کشور ۴۷ میلیون نفر واجد شرایط برای رای دادن اعلام شدند که بیش از ۲۹ میلیون نفر رای دادند و بیش از ۱۷ میلیون رای ندادند ابتدا به این ۱۷ میلیون نفر میپردازم.

میتوان این گروه به سه دسته کلی تقسیم کرد:

ا..کسانی که که در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنند و اصولا برایشان مهم نیست چه کسی انتخاب شود دلایل این افراد بسیار متنوع میباشد

۲..دسته دوم که بزرگترین دسته می باشد کسانی هستند که با این انتخابات نحوه  کسب صلاحیت و صحت انتخابات مشکل دارند و انتخابات را دموکراتیک نمی دانند و انتخابات را تحریم می کنند به عنوان مثال میتوان از طیف علامه دفتر تحکیم یاد کردکه ترجیح دادند انتخابات را تحریم کنند

۳..کسانی که نتوانستند رای بدهند به هر دلیلی

اما کسانی که رای دادند 

در حدود۱.۲میلیون رای باطله وجود داشت که مربوط می شود به کسانی که با اصول انتخابات مشکل داشته و آن را سالم نمی دانند اما خود را مجبور به رای دادن می دانند به دلایل مختلف متنند شرایط شغلی و غیره (علت اینکه این آرا را مربوط به این افراد می دانم این است که دلیلی ندارد کسی که خود را مجبور به رای دادن می داند رای  را درست در صندوق بریزد)

باقیمانده ۲۸میلیونی که رایشان در سرنوشت انتخابات موثر بود   . ۲۸ میلیون رای فعال جامعه. از این  ۲۸میلیون عدهای هستند که همیشه و در هر انتخاباتی رای خواهند داد  و شرایط انتخابات برایشان هیچ تفاوتی نمی کند  اگر آرای این افراد را بین ۷ نامزد تقسیم کنیم می شود  در مورد کسب شده راحتتر صحبت کرد

بعد از کنار گذاشتن این افراد می توان گفت که بقیه رایشان را خود انتخاب کرده اند من به چهار نفر از کاندیداها می پردازم که به نظرم آرای مهم و تعین کننده می باشد

نفر اول هاشمی هاشمی حدود ۷.۱ میلیون رای بدست آورد هاشمی معروفترین نفر از بین این هفت نفر   بود وانتظار هم میرفت بیشترین آرا را کسب کند البته همان حرفهای همیشگی  را میزد و موج بزرگ از تبلیغات بر علیه تو به راه افتاده بود البته بعضی دلایل عجیب هم برای شرکت او در این انتخابات وجود دارد اکثر رای ها هاشمی مربوط به شهرهای کوچک بود

نفر دوم احمدی نژاد شهردار تهران   ۶.۷ میلیون رای آورد اکثر آرای او مربوط به تهران اصفهان و قم بود با توجه به اینکه او قبلا شهردار اصفهان بوده و با توجه به جو مذهبی قم این امر چندان عجیب نیست مهمترین شعار احمدی نژاد عدالت و فقر زدایی بود و بیشتر آرای او اقتصادی بود تا سیاسی

ادامه دارد..

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 13:24  توسط پینوکیو  | 

مطلب بعدی  

            انتخابات نهم از دید پینوکیو

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 17:22  توسط پینوکیو  | 

کنسرت بزرگ live8

از چند روز پیش در خبرها بود که قرار است در چند شهر بزرگ جهان از جمله فیلادلفیا لندن پاریس رم برلین وچند شهر دیگر برگزار  شود . تعداد زیادی از مشهورترین خوانندگان جهان در این کنسرت شرکت داشته باشند پیام این کنسرت مبارزه با فقر در جهان بخصوص در آفریقا بود و مخاطبش مردم جهان و بخصوص سران کشورهای گروه هشت بود. از شبکه   ntv  کنسرت هاید پارک لندن را نگاه میکردم ماریا کری التون جان  رابی ویلیامز ودر نهایت بازگشت گروه  افسانه ای  pink  floyd   که بعد از سالها دور هم جمع شده بودند و  آهنگ فراموش نشدنی the dark side of the moon   .

نکته جالب دیگر  دیدن راجر واترز  و دیوید گالیمور در کنار هم روی صحنه بود.

از جمله شخصیتهای مشهور دیگری که در این کنسرت بودند براد پیت  ویل اسمیت  بیل گیتس  کوفی عنان و نلسون ماندلا نام برد .

نلسون ماندلا در پیام خود این نکته اساسی را گفت که تا زمانی که فقر در آفریقا وجود داشته باشد آفریقا آرام نخواهد بود.

اسامی تعدادی از خوانندگان کنسرت live 8

التون جان     مدونا     آلیسیا  کیس    ماریا کری   رابی ویلیامز    شکیرا    ub40   راب توماس

برایان آدامز   آندره ا بوچللی

عکسهای live 8

                       pinl floyd

بازگشت باشکوه پینک فلوید

pink floyd  pink

                       pink

bon jovi   بون جووی elton john  التون جان

                   london

                              berlin live 8

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 23:19  توسط پینوکیو  | 

ابتدا

بنام خدا

ابتدا قرار بود نام وبلاگ را pinokio  بگذارم اما قبل از من این اسم توسط شخص دیگری ثبت شده

وقتی به وبلاگش سر زدم دیدم هیچ چیز ثبت نشده و  وبلاگ خالی است

 من هم مجبور شدم نام وبلاگ را pinokioo  بگذارم

واین آغاز وبلاگ پینوکیو است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 13:4  توسط پینوکیو  |